چگونه عاقبت بخیر شویم؟

چگونه عاقبت بخیر شویم؟

چگونه عاقبت بخیر شویم؟

هنگام آب خوردن گلوی مشک را سفت می کردند که آب یکباره بیرون نریزد. به این گرفتن گلوی مشک عرب زبانان «کظم »می گویند. چرا امام این لفظ را انتخاب کرده اند؟ یعنی باید ما هم گلوی نفس خود را محکم بگیریم و خوب کنترل کنیم تا از دستمان خارج نشود و خرابی و خفگی ایجاد نکند. زیرا همان طور که رها شدن دهانه مشک، هدر دادن آب را به دنبال دارد (که آن آب مایه حیات است و از طرفی بسیار با ارزش)، رها شدن نفس نیز رفتارهای ناشایست به همراه می آورد. همان طور که بجاست جلوی نَفَس مان را بگیریم باید جلوی نفس مان را هم بگیریم. آزاد گذاشتن تمنیات نفسانی و برآوردن خواسته های آن همیشه لذت بخش نیست چرا که لذت آنی و مقطعی، مکافات و کیفرهای سخت دنیوی و اُخروی را به همراه دارد.و تجاوز عنه: حواست باشد زمانی که می توانی ببخشی انتقام مگیر. الان که در نهایت توانایی هستی از حد خودت تجاوز مکن و انتقام نگیر. زیرا لذتی که در عفو هست در انتقام نیست.

از مرتبه پایین و کوچک قضیه نگاه کنیم ؛ آیا زمانی که فرزند بر اساس کم تجربه بودن و یا نداشتن اطلاعات کافی دچار خبط و اشتباهی گردید و ما احساس کنیم او از کرده خود نادم است، چشم اغماض بر او نمی بندیم؟ باز یک مرحله بالاتر ، اگر او برای عذرخواهی بیاید و سر کج نموده و از کرده خودش پشیمان باشد ما در جواب چه خواهیم کرد؟ ویا …. در این صورت که قدرت عمل داریم و فرد خاطی منتظر عقوبت خود است یک لبخند رضایت و یا رفتاری که نشان دهنده رفع کدورت باشد اوضاع فی مابین را به کلی تغییر می دهد. پس، پرده تیره و آسمان غمبارافکارمان رو به باز شدن نموده و چشم ها را منتظر تلألو پرتو نور و روشنایی می کند. و احلم عند الغضب: حلم داشته باش زمانی که غضبی بر تو عارض شود. کس که دارای قوای عقلانی است باید خشم و غضب اش را کنترل کند. حضرت خطاب به کوته نظران می فرماید: مغزهایتان، به اندازه اطفال است.

کسی که دین داشته باشد اما عقل نداشته باشد خیری در دین او نیست.چرا خشم و غضب را حضرت نکوهش می کند؟ چون پای منیت به میان آمده و او خود را به دیگری ترجیح می دهد و حاضر نیست از موضع خود کوتاه بیاید.(این مذمت بار و مورد نکوهش است).و اصفح …:تمام وجود خود را از کینه خالی کن.زمانی که در نهایت قدرتی آن زمان «و اصفح ». چرا حضرت می فرماید کینه نداشته باش؟ زیرا وجود کینه فضای دل را کدر و مخدوش می کند و باعث زنگار و غبار بر دل می شود. اگر این ۴ ویژگی و یا به عبارتی چهار دستور درست رعایت شود به شهادت خود حضرت عاقبت بخیری در انتظار فرد عامل می باشد.آیا دقت کرده اید که ۴ نیروی اصلی در وجودمان نهفته شده است؛ دو خیر و دو شر. این نیروها دائماً سعی می کنند که سایر نیروها را تحت تسلط خودشان درآورند و خداوند نیز جهت قوت بخشیدن به نیروها دو حجت در اختیار ما قرار داده .

حجت ظاهری وجود پیامبران و حجت باطنی که همان عقل است. اگر این حجت خدایی با دستورات پاک انبیا که آنان نیز نمایندگان و خلفای خدا بر روی زمین هستند همراه و قرین گردد در آن صورت هیچ حکم و عملی خارج از فرامین الهی انجام نمی پذیرد و هیچ حکمی نیست مگر حکم خدا.در مقابل نیز نیروی وهم و خیال در درونمان غوغا می کند که برگرفته از وسوسه های شیطانی است. به عبارتی این قوا، نماینده شیطان در وجود ماست. کسانی که تمام زندگی خود را در اختیار وهم و خیال قرار می دهند زندگی شان در معرض فنا و نابود ی است زیرا کار شیطان پاتک زدن است و نیروهای شیطانی انسان را از تعالی باز می دارد .اما قوه عقل که یک نیروی رحمانی است با خشم و غضب ، کینه و انتقام هم خوانی ندارد اما اگر برای خدا باشد و در راه خدا باشد خشم و غضب معنا پیدا می کند چرا که پیامبر به مشرکان سخت می گرفت و بر آنان غضب می نمود (مانند آیه آخر سوره فتح ). زدودن افعال بد (که دارای نتایج ناگواری نیز هستند) کار راحت و آسانی نیست ولی با تمرین و ممارست می توان ملکه وجودی خود نمود . پس کوشا باشیم تا طعم شیرین عاقبت بخیری را بچشیم.

رفتن به بالا